Home Mehr e Gyiah Issues Articles Subscription Media UN Conferences Share Your View Contributors Contact  

همه راه ها به رم ختم می شود

گزارش از کنفرانس جهانی کپنهاگ

وقتی که هواپیمای غول پیکر اس آ اس شرکت هواپیمائی اسکاندیناوی آماده فرود در فرودگاه بین المللی کپنهاگ شد به ساعتم نگاه کردم و دیدم که بیست و چند ساعت از عمرم  در راه رسیدن به این مکان گذشته است .

 هیچ شرکت هوائی از لوس آنجلس به کوپنهاگ ، پرواز مستقیم ندارد از این رو سفر به این نقطه از جهان، طولانی تر از آن است که می باید. از چندی پیش دغدغه ی این سفر با من بود زیرا همه ی بلیطها برای این تاریخ بخصوص پیش فروش شده بودند و پیدا کردن یک جای خالی ، مکافاتی بود که نپرس .  همه ی اینها مرا آنچنان خسته کرده بود که به تنها چیزی که می اندیشیدم یک حمام گرم بود و چند ساعت بیهوشی در یک خواب راحت.  

 در این تصمیم، که با ورودم به کپنهاگ،  تا آنجا که ممکن است خبرهای دست اول کنفرانس را برای تهیه ی گزارشی ، یادداشت کنم ،سفر را آغاز کرده بودم. اصل قضیه هم جز این نبود و من برای شرکت در کنفرانسی رنج سفر را به جان خریده بودم که جنبه های جهانی داشت. کنفرانسی که قرار بود تا حدودی تکلیف دنیا را در برابر افزایش روز افزون گرمایش زمین روشن کند. آتشی که نمی خواهیم در آینده دودش چشم همه ی ما  را بسوزاند.

به هر رو دلم می خواست زودتر به هتل برسم و پس از استراحتی ، مثل قهرمان قصه ی  آواتار بروم برای نجات زمین.

تشریفات گمرکی در پاریس انجام شده بود و ما مسافران خیلی سریع به محوطه اصلی فرودگاه رسیدیم . اولین چیزی که به شدت جلب نظر می کرد تابلوی عظیمی بود که بر روی آن این عبارت دیده می شد "از گرمایش زمین جلوگیری کنید"،  در طول راهروهای فرودگاه هم عکسهای بزرگی از رهبران امروز جهان دیدیم که  با  فتو شاپ  چهره ی آنها  را دستکاری کرده بودند . آنها را در این عکسها مخصوصا پیر کرده بودند تا منظرشان را در سال 2020 نشان دهند.  انگیزه ی اینکار عجیب هم پیام پر طعنه و در آمیخته با عکسها بود .یعنی که رهبران کنونی جهان  در آن سال از مردم دنیا عذرخواهی خواهند کرد که چرا امروز ( 2009) در کنفرانس کاپ 15 برای نجات زمین اقدام نکردند . به نظر من زیباترین  تصویر، عکس پیر شده پرزیدنت اوباما بود که او را سال 2020 را نشان میداد.

 کنفرانس جهانی کپنهاگ ، بزرگترین و مهمترین همایش ، در تاریخ اینگونه گردهم آئی ها بوده است به همین دلیل هم  دولت ، مردم دانمارک و بویژه شهردار شهر کپنهاگ تمام کوشش خود را به کار گرفتند که شرکت کنندگان در این کنفرانس از رفاه کامل برخوردار گردند. برای نمونه، تعداد پر شماری  دوچرخه  تهیه شده بود که  مجانی در اختیار شرکت کنندگان و متقاضیان  می گذاشتند. به این دلیل بود که با وجود هزاران مهمان،  تردد در شهر آسان می نمود . کارتهای عبور رایگان هم  برای استفاده از وسائط حمل و نقل عمومی اعم از اتوبوس، ترن، مترو و غیره صادر کرده بودند که هزینه و دردسر بلیط خریدن را برای تازه واردان ، کم می کرد.

 بیش از 30 درصد مردم کپنهاگ از دوچرخه استفاده می کنند . مقررات حفاظت از دوچرخه سواران با دقت رعایت می شود و قوانین تخلف بر علیه آنها هم بسیار شدید است. در همه ی میدان ها ، خیابانها، برای رفتن به ادارات دولتی، دانشگاه ها، رستورانها و خلاصه همه جا، مردم  را می بینید که از دوچرخه  استفاده می کنند . در اینگونه مواقع است که آدم بیاد می آورد راحت طلبی های بی رویه ی خود را. من لوس آنجلس نشین، برای خرید یک شیشه شیر، می گردم که  نزدیک ترین جای پارک را  به در ورودی سوپر مارکت پیدا کنم . گاهی هم می بینیم که برخی از مردم، از کارتهای معلولین ( که این کارتها اکثرا با حقه بازی تهیه می شوند) استفاده می کنند  مبادا به پای مبارکشان  بر بخورد.

باری  در سرمای شهر کوپنهاگ  دختران و پسران جوان ، زنان و مردان میانسال و حتی کهنسال، همگی را  سوار بر دوچرخه ها می بینید که در رفت و آمدند . هنگامی که هوا تاریک می شود  زیباترین منظره را  میشود دید . هزاران نور زرد و سفید مثل ستاره های درخشان از چراغ های کوچک  دوچرخه ها می تانبد و زمین را  مثل  آسمان ، روشن می کند.

 ناگفته نماند که در آن چند روزه، حسرت دیدن  یک اتومبیل مرسدس بنز( که در لوس آنجلس فراوان است) را داشتم  که بالاخره هنگام برگشتن، یک نمونه از آن را در نمایشگاهی داخل فرودگاه بزرگ و زیبای کپنهاگ دیدم . مردم در کنار آن می ایستادند و عکس یادگاری می گرفتند. بگذریم...

و اما  گزارش آغاز کنفرانس

 

مراسم افتتاحیه کنفرانس، ساعت 9 صبح در محل بلا سنتر آغاز شد .  من ساعت 6 صبح از هتل خارج شدم و با آن که در طول 28 ساعت، فقط حدود 4 ساعت خوابیده بودم ،سر حال و به شتاب خودم را به محل برگزاری مراسم  رساندم  و در کنار انبوهی از مردم با لباسهای گوناگون که از  110 کشور جهان  آمده  و  در یک صف طولانی ایستاده بودند، قرار گرفتم. از بودائیان تبّتی با لباسهای سنتیشان گرفته تا نمایندگان قبایل آفریقایی، با کفشها و لباسهای مخصوص  خودشان ، زرد ، سپید ، آبی و بنفش و خلاصه یک واریته جهانی بود. همه چیز منظم . مثل ساعت.  البته غیر از مراسم افتتاحیه که دیرتر انجام شد آنهم به دلیل تعداد زیاد شرکت کننده.

بلا سنتر مجموعه عظیمی است با سالنهای متعدد و تسهیلات پیشرفته که در حومه شهر کپنهاگ به این منظور اختصاص یافته است . به محض آن که از مترو پیاده شدم مجدداً سیل تابلوهای بزرگ و کوچک  را دیدم و با گروه های مخالف و موافق گرمایش زمین که هر یک میخواستند از این فرصت طلائی برای انتشار پیام خود در گوش بیست هزار شرکت کننده استفاده کنند،  روبرو شدم . صفحات تلویزیونی بسیار بزرگی، مراسم را برای آن دسته که اجازه ی ورود  به اجلاس را نداشتند، پخش می کرد . جمعیت انبوهی در آن هوای سرد جمع شده بود تا در جریان کنفرانس قرار بگیرد. همه جا رنگ سبز بود و مرا به یاد بهترین فرزندان ایران زمین انداخت که زیر بهانه و پوشش "سبز" با دیکتاتوری و ظلم و شقاوت مبارزه می کنند و دست خالی ، مثل کاوه آهنگر به نبرد ضحاک زمان و یارانش میروند.  درود بر شرف همه ی سهراب ها ،  نداها ، و گردآفریدها باد.

سر فصل کنفرانس، مبارزه با گرمایش زمین ، آلودگی هوا ، تهیه آب سالم برای همه شهروندان جهان ، جلوگیری از آلودگی بیشتر کره زمین، پیش گیری از نابودی درختها،  تشویق عموم مردم به کاشتن درخت و خلاصه توجه به مادر طبیعت بود. ولی به نظر من دعوای اصلی سر لحاف ملا نصرالدین بود وقتی  که به تماشای نزاعی رفت و رندان ، بالاپوش او را دزدیدند. همه ی این سازمانهای ریز و درشت دولتی و شبه دولتی و غیره فقط آمده بودند که کلاهی از این نمد بزرگ،  برای سر خود بسازند و پولی بگیرند . طلبکار آمده بودند. بخصوص نمایندگان کشورهای در حال توسعه و به قولی فقیر و عقب مانده  که  خیال می کردند از همان روز اول چک خود را وصول خواهند کرد تا به نام مردم بیچاره کشورشان، احتمالا به جیب گشاد خودشان بریزند.حال آنکه سران کشورهای صنعتی جهان دور هم جمع شده بودند تا با کمک یکدیگر، صندوقی ایجاد کنند با سرمایه اولیه 10 میلیارد دلار و افزایش آن  تا سال 2020  به میزان صد میلیارد دلار که  از این محل به کشورهای فقیرتر کمک کنند تا آنها بتوانند با برنامه مبارزه با گرمایش زمین همکاری کنند. خانم کانی هدگار  یکی از وزیران کابینه دانمارک و رئیس کنفرانس، صراحتا اعلام کرد که کشورهای ثروتمند برای ضیافت  به آنجا دعوت نشده اند و هر یک متعهد به پرداخت مبلغی هستند، در غیر این صورت این گرد همائی هم به سرنوشت بالی و کیوتو دچار خواهد شد.

در  بزرگترین کنفرانس جهانی مبارزه با گرمایش زمین  در حدود 20000 نفر از طرفداران محیط زیست، شامل نمایندگان دولتها ، وزیران بهداشت کشورهای مختلف، بازرگانان، دلالان سیاسی و نمایندگان رسانه های مهم جهان،  از جمله نگارنده( از طرف رادیو 670 ای ام کی آر ان )شرکت داشتند .

 آقای دبیر کل سازمان ملل در رابطه با این پروژه رسما اعلام کرد که کشورهای ثروتمند و یا به قول ایشان مثل آمریکا موظفند  که سالانه  مبلغ ده میلیارد دلار برای کمک به این صندوق و نهایتا سازمان ملل بدهند تا با  تقسیم عادلانه ی این مبلغ  در میان کشورهای فقیر،  مبارزه با گرمایش زمین آغاز شود.

  بوی پول به مشام گروهی رسیده بود به همین جهت  کفش و کلاه کرده بودند ، در کپنهاگ لنگر انداخته ، مرتب میهمانی می دادند . لیموزینهای کوچک و بزرگ، میهمانان را به ضیافتهای آنچنانی می برد و من و امثال من هم که دل در گرو مادر طبیعت گذاشته  و از سر دلسوزی و خدمت ، قلمی ،  قدمی و یا رقمی به آن شهر رفته  بودیم، سوار بر دوچرخه یا مترو دائما به دنبال کسب اطلاعات برای نجات زمین بودیم. باید متذکر شوم که من در تمام طول این کنفرانس حتی به یک ایرانی شرکت کننده هم برخورد نکردم در حالی که تعداد زیادی از هیات های نمایندگی دولتی و شبه دولتی و غیر دولتی و علاقمندان به زمین را با بودجه های متناسب و پشتیبانان مالی بسیار قوی از تاجیکستان ، افغانستان و غیره در آن محل دیدم . مایه ی بسی تاسف است  که می بینیم ایرانی هائی را  که برای کمک به پروژه های مذهبی ، فرهنگی و غیره، هزاران دلار و گاهی صدها هزار دلار مایه می گذارند( که بسیار هم خوب است) اما هنوز به آن درجه از آگاهی نرسیده اند که به پروژه هایی از این دست نیز توجه و از آن پشتیبانی کنند .

 در گفتگو با نماینده ای  بودیم که از من  پرسید:چرا فقط تو تنها ایرانی شرکت کننده در این کنفرانسی؟  گفتم: دوستان ایرانی ما در آمریکا و احتمالا در جاهای دیگر دنیا با وجود  قدرت مالی ، از نیروی  اتحاد نا آگاهند و  مثل خیلی های دیگر فکر می کنند که برای این زمین، تا  50 یا 60 سال دیگر هم اتفاقی  نمی افتد . تا آن موقع هم "کی مرده است و کی زنده"  آنها عادت کرده اند به تفکر متحجرانه ای که می گوید :"دیگی که برای من نمی جوشد،   فرقی نمی کند که چه چیزی در آن بجوشد".

و اما در داخل کنفرانس...

یکی از مسائل مورد توجه خود من در این کنفرانس، حضور حدود 20000 نفر با فرهنگهای مختلف و آداب و رسوم گوناگون بود و عدم توجه گاه به گاه آنان  به مساله تولید زباله و آلودگی .  این مطلب را با یکی از مدیران برگزار کننده ی کنفرانس، در یک گفتگوی چند دقیقه ای در میان گذاشتم. همین جا باید یادآوری کنم که نمایندگان رسانه های گروهی در این کنفرانس واقعا از آزادی عمل بسیار موثری برخوردار بودند، به عنوان مثال، مسئولان سازمان ملل و برگزار کنندگان کنفرانس، سالن ویژه ای را در اختیار رسانه های گروهی قرار  داده بودند که فقط برای ارائه نکات مخصوص می توانستند وارد آن  سالن شوند . حتی ورود نمایندگان کشورها هم  به آن سالن  ویژه ممنوع بود.  این حق برای من و رسانه 670 شانس بسیار ارزنده ای بود که هم به سالنهای اصلی دسترسی داشتیم و هم به کنفرانسهای خبری دعوت می شدیم .  سالن دیگری هم در اختیار ما بود با حدود 400 لپ تاپ و امکانات ماهواره ای.

همانطور که گفتم مساله آلودگی و زباله را با آقای استیون مدیر مرکز کنفرانس در میان گذاشتم . او  گفت : ما فکر همه این مسائل را کرده ایم. به عنوان مثال سعی کرده ایم در رستورانهای  این مرکز از گوشت گاو و گوساله کمتر استفاده کنیم، زیرا تولید گازهای گلخانه ای برای پرورش گاو و گوسفند در مقایسه با مرغ به مراتب بیشتر است. او همچنین اشاره کرد که از ارائه ی شیشه های پلاستیکی آب، خود داری کرده اند . ( او گفت که بودجه ای را با گرفتن مب بسته های کادوئی به شرکت کنندگان چنانکه رسم است، صندوقی درست کردیم و از بودجه این بسته های کادوئی که حدود 800000 دلار می شد هزینه بورس تحصیلی برای 11 دانشجوی دوره فوق لیسانس در رشته تغییرات اقلیمی و انرژی غیر فسیلی را فراهم کنیم.)

 

 بزرگترین نکته ی منفی این کنفرانس، پرواز تعداد زیادی هواپیمای شخصی و بازرگانی بود که  110 تن از رهبران کشورها و هفتاد تن از شهرداران جهان ، شخصیت های اقتصادی، سیاسی و بازرگانی را به کپنهاگ آورد . اما نکته ی مثبت این که در نشستهای کنفرانس، تصمیم بر آن  گرفته شد که با کمک بلا عوض به یک کارخانه آجرسازی در بنگلادش ، آن کارخانه  ماشین آلات خودش را با معیارهای "سوخت سبز" هماهنگ کند. و به جای استفاده از زغال سنگ از انرژی غیر فسیلی مثل انرژی خورشیدی و غیره  استفاده کند.

از کارهای سمبلیک دیگر برای نشان دادن زیانهای گرمایش زمین، نصب یک مجسمه یخی غول پیکر از یک خرس قطبی در یکی از میدان های شهر بود که طبیعتا به دلیل دمای هوا تا پایان کنفرانس، رفته، رفته  یخ های آن آب می شد. این کار نمادی بود برای تجسم آب شدن کوههای یخی و انقراض نسل خرس قطبی بر اثر افزایش گرمایش زمین . در  میدان کینگ که یکی از زیباترین میدان های شهر کپنهاگ  است، تعدادی زیادی اطلس یا کره زمین ،نصب شده بود که   مورد بازدید مردم و توریست ها قرار می گرفت  در گستره ی این میدان بزرگ که  شبیه میدان توپخانه قدیم تهران (من اسم میدانهای جدید را نمی دانم) است، پوسترهای عظیمی، نمای نقاط گوناگون جهان را در نشان می دادند که  به صورت بسیار زیبائی بر آنها نور افکنده بودند. بر روی یکی از پوستر ها نوشته شده بود که تا پایان قرن بیست و یکم هوای سرد شیکاگو به گرمای هوای تگزاس خواهد شد.در مدت زمانی که من در کپنهاگ به سر بردم ،تا 8  صبح هوا تاریک بود و بعد از ظهرها هم از ساعت 4 آسمان تاریک می شد  در نتیجه من در تاریکی به سالن کنفرانس می رفتم و در تاریکی هم باز می گشتم  غیر از یک بعد از ظهر که از پا درد ناشی از راه رفتن زیاد و دوچرخه سواری به خودم مرخصی دادم و قسمتی از این شهر زیبا و بازار خرید آن را دیدم، خاطره دیگری از کپنهاگ ندارم.  

همین جا باید متذکر شوم که  شرکت کنندگان در کنفرانس، همه با کنفرانس موافق نبودند  مخالفان پدیده گرمایش زمین هم در این کنفرانس بودند و صدای اعتراض خود را با طبل و بوق و کرنا و گاهی با سخنرانی هایشان به گوش مردم می رساندند. به هر حال دانمارک کشور آزادی است و آزادی بیان هم یکی از اصول کشورهای آزاد است.

 

بازگردیم به کنفرانس...

مشکل اصلی  در این است که جهان از بیماری اقتصادی مهلکی رنج می برد که ناشی از حرص و طمع جهانی است. تامین بودجه اولیه صندوق در این کنفرانس، برای خیلی از کشورهای حتی صنعتی هم میسر نیست . مثلا کشوری مثل لهستان که در اروپا هم واقع شده است، به صراحت اعلام کرد  که پولی در بساط ندارد  وضع اقتصادی این کشور حتی از بعضی از کشورهای در حال توسعه هم بدتر است . گرفتاری اصلی، شناخت حق از باطل است  که چه کشوری محق برای گرفتن کمک می باشد و این حق برای چه کشوری موجه نیست. مسئله دوم این است که بسیاری از کشورها ادعا می کنند که آلودگی هوا ، نتیجه خرابکاری و بی توجهی چند کشور صنعتی جهان در چند سال گذشته است . آنها می گویند کسانی که این ضایعات را به وجود آورده اند باید مسئولیت را به عهده بگیرند.

گفتنی بسیار است و صفحات مجله محدود . کوشش می کنم در شماره ی آینده ی مجله مهر گیاه، به راه کارهای پیشنهاد شده و نتیجه گیری پایانی اجلاس جهانی کپنهاگ ، برای نجات زمین بپردازم.

شان فاضلی


Shan Fazeli at United Nation Conference